یکی از پرسشهای بنیادینی که کمتر به چشم کوچها میآید اما اهمیت بسزایی دارد، این است که:
کوچینگ چه کارهایی میتواند برای روانشناسی مثبت انجام دهد؟ اگر روانشناسی مثبت ابزار و اعتبار به کوچینگ میدهد پس منطقی به نظر میرسد که شکوفایی روانشناسی مثبت به نفع کوچینگ باشد. در واقع هر کمکی که کوچها به این فرایند بکنند، میتواند بهعنوان سرمایهگذاری در حرفهی خودشان در نظر گرفته شود.
اما حدس بر این است که بیشتر کوچها هیچ تعهد خاص حرفهای برای روانشناسی مثبت احساس نمیکنند و در واقع تعهدشان به این موضوع درست به اندازهی تعهدشان برای کمک به روانشناسان ورزشی یا اقتصاددانان است. اما حقیقت این است که راههای منحصربهفردی وجود دارد که کوچینگ میتواند به روانشناسی مثبت و همزمان به پشتوانه و کامیابی حرفهای خود کمک کند.
در واقع، جلسات کوچینگ به خودیِ خود بستری فوقالعادهای برای طرح ایدهها و بینشها دربارهی روابط و عملکرد ماست. حالا بگویید چشمان کدام یک از ما هنگام یافتن یک راهکار جدید و جذاب برای یک مشکل قدیمی از هیجان برق نزده است؟
در واقع جلسات کوچینگ میتواند بهعنوان مطالعات موردی آموزنده، نهتنها برای سایر کوچها بلکه برای روانشناسان مثبت به کار گرفته شود درست همانطور که جلسات درمان بالینی مدتها منبع غنی شواهد و قرائن روایتی بوده است. کوچها با بهاشتراکگذاشتن ایدهها و بینشهای این جلسات، کاملاً آمادهاند که تحقیقات جدید روانشناسی مثبت را هدایت کرده و ارزیابیهای مفید تازهای را ابداع کنند.
ایدهی سادهی «بارش فکری» را در نظر بگیرید. روشهای متعددی برای بارش فکری با مراجع وجود دارد اما کوچهای مجرب احتمالاً استفاده از یک سبک خاص را با توجه به نتایجش ترجیح میدهند. در کوچینگ استاندارد کو-اکتیو کوچینگ1، لارا ویتورث2 و سایر نویسندگان، بارش فکری را اینگونه شرح میدهند: مهارتی که در آن، «کوچ و مراجع با هم ایدهها، روشهای جایگزین و راهحلهای احتمالی را خلق میکنند. بعضی از ایدههای پیشنهادی ممکن است غیرمتعارف و غیرقابلاجرا باشد، اما این صرفاً یک تمرین خلاقانه است که احتمالات موجود برای مراجع را گسترش میدهد. همچنین هیچ وابستگی خاصی به ایدههایی که کوچ یا مراجع پیشنهاد میدهد، وجود ندارد»
اما آیا ما میتوانیم از طریق مطالعه به بینشهایی برسیم که کمک کند بارش فکری را بهتر از آنچه در بالا گفته شد، انجام دهیم؟
اغلب کوچها به بهرهگیری از ابزار یا وارسی و کندوکاو شیوهی کوچینگ خود در این سطح خُرد، علاقهی چندانی ندارند. هر یک از اینها سؤالاتی کاربردی است که میتواند توسط کوچهایی مطرح شود که شواهد و قرائن روایتی و پاسخهای ابتدایی برخی از آنها را دارند.
حالا سیستمی را تجسم کنید که در آن، کوچها و پژوهشگران روانشناسی مثبت دربارهی موضوعاتی که باعث ارتقا و تقویت علایق حرفهای آنها میشود، با یکدیگر تبادل نظر و همکاری کنند. در واقع، همانطور که تعداد روبهافزایشی فهرست راهنما وجود دارد که اسامی کوچها را در اختیار مراجعان بالقوه و احتمالی آینده گذاشته است، میتوان فهرست راهنمایی ایجاد کرد که کوچها و پژوهشگران از طریق آن بتوانند با هم در ارتباط باشند و ایدههای سودمندشان را با هم مبادله کنند.
به این ترتیب، جلسات کوچینگ میتواند مانند پایگاههای میدانی جمعآوری داده عمل کند و بعد، از نتایج پژوهشهای انجامشده بهره ببرد. با این اوصاف، گفتوگوهای آزاد بین کوچها و روانشناسان مثبت، به کوچها این امکان را میدهد تا پژوهش خاصی را درخواست کنند. این پژوهش ممکن است مثلاً دربارهی پدیدهای باشد که یک کوچ بهطور خاص به آن علاقهمند است یا محدود به جلسات کوچینگ خود اوست.
حالا آیا هیجانانگیز نیست که بفهمیم مراجعان، چه زمانی بیشتر مجذوب این نوع تخیلات برانگیزاننده میشوند یا اینکه کدام مراجعان این کار را میکنند و اینکه اقلیتی دیگر با شرمندگی فراوان به جلسه میآیند چون تعهداتشان را تا آخر انجام ندادهاند؟ واضح است که شخصیت افراد در این تصور نقش دارد؛ یک نفر تصور انگیزهبخشی از کوچ خود دارد و دیگری از این تصور، خجالتزده میشود. اما پژوهشهای اصولی میتواند دری به این پدیده بگشاید و کمک کند ما بفهمیم چه کاری، چرا و چه وقت مؤثر است.
این درست مانند آن است که به یک آزمایشگاه تحقیقاتی، دسترسی مستقیم داشته باشید و بتوانید درخواست انجام مطالعات خاصی را بدهید که به جلسات کوچینگ خودتان مرتبط است.
دستاورد دیگر کوچینگ برای رواشناسی مثبت، بازاریابی است.
امروزه روانشناسی مثبت از یک علم پایه تبدیل به یک علم کاربردی شده است. بدین معنا که یک دهه قبل پژوهشگران در درجهی اول به کشف توانمندیها، شادکامی و سایر موضوعات مثبت علاقهمند بودند، اما در سالهای اخیر گرایش آنها به سمت افزایش کاربست این نتایج بوده است؛ یعنی موج جدید افرادی که مجذوب روانشناسان مثبت میشوند بهطور متوسط همانقدر که به پژوهشها علاقهمندند به کاربردشان نیز علاقه دارند. آنها به نظر خودشان تا حد زیادی درمانگر نیستند، بلکه کسانی هستند که خدمات مشاوره و مداخله برای کمک به ارتقای جنبههای مثبت عملکرد و تقویت شادکامی را ارائه میدهند.
در این زمینه، یک مشکل این است که چون روانشناسی مثبت رشتهای بسیار جدید است، مشاغل رسمی نسبتاً کمی برای فارغالتحصیلان کارشناسیارشد دانشگاه پنسیلوانیا در روانشناسی مثبت کاربردی، وجود دارد. از اینرو، معمولاً فارغالتحصیلان بین پژوهش، کاربرد روانشناسی مثبت در حوزههای معتبر دیگر مانند مالی و مدیریت، یا مشاغل کاربردیتر، حرفهی خود را انتخاب میکنند.
گزینهای عملی و واقعی برای انتخاب سوم، کوچینگ است که این به نفع تمام کوچهای شاغلی است که با جدیت و تلاش در جهت اعتباربخشی به این موج جدید و کار خود هستند.
1. دید کلی حاصل از جلسات کوچینگ و روندهای خاصی که در این جلسات مشاهده میشود، حوزههایی را برای تمرکز پژوهش فراهم میکند.
2. انواع جلسات کوچینگ بستری جالب و مهم برای سنجش مداخلات جدید روانشناسی مثبت فراهم میکند.
3. روندهای قابل مشاهده در کوچینگ در حوزهی کسبوکار و سایر نیازمندیهای تجاری، راهنمای مفیدی برای توسعهی ارزیابیهای کاربردی روانشناسی مثبت است.
4. از آنجا که روانشناسی مثبت روزبهروز پرکاربردتر میشود و همچنین دانشجویان بیشتری در این حوزه فارغالتحصیل میشوند، کوچینگ بهعنوان یک حرفه، بستری طبیعی و مناسب خواهد بود.
برگرفته از کتاب کوچینگ مثبت | نوشته: رابرت بیزواز دینر | مترجمین: دکتر امیر پهلونژاد، مریم رامین کیا، نگار تبریزی، مانداد پهلونژاد، آپامه شکوری، البرز منظوری، بهنام براتی، آرزو مهران | انتشارات نسل یاسان