همهچیز روی بستری از روابط انسانی رخ میدهد. بدون وجود رابطه، هیچچیزی – مثبت یا منفی – در زندگی شکل نمیگیرد. با ایجاد و حفظ رابطهای مثبت با نزدیکان، اطرافیان، همکاران، مشتریان، مدیران و دیگر ذینفعان است که میتوانیم به هدفهایمان در زندگی برسیم و انسانی بشویم که همیشه دوست داشتیم باشیم. وقتی صحبت از رابطههای انسانی میشود، رابطهای بسیار مهم نمایان میشود که اگر وجود نداشته باشد یا اینکه رابطۀ خوب و درستی نباشد، هیچ رابطۀ دیگری بهدرستی شکل نخواهد گرفت. بله، منظور «رابطه با خود» است. فقط در صورتی که بتوانیم رابطۀ خوبی با خودمان برقرار کنیم و مراقب خودمان باشیم و خود را دوست داشته باشیم، میتوانیم به دیگران هم کمک کنیم و روابطی اصیل و مثبت با عزیزان و اطرافیانمان برقرار کنیم.
آیا به معنای اهمیتندادن به دیگران و فقط اهمیتدادن به خود است؟ البته که نه! بهطور کلی، معنای مراقبت از خود یا ایجاد رابطه با خود چیست؟ همانطور که کیم اُلوِر، نویسندۀ کتاب کوچینگ خود، بهدرستی عنوان کرده؛ رابطه با خود مانند رابطه با دیگران است. ابتدا باید کمی طرف مقابل را بشناسیم، بعد بتوانیم با او گفتگو و تعامل کنیم و درنهایت مانع ارضای نیازهایش نشویم و در صورت امکان به او کمک کنیم تا نیازهایش را بدون آسیبرساندن به دیگران ارضا کند.
رابطه با خود نیز همین مسیر را طی میکند: ابتدا باید خودمان را بشناسیم؛ با شیوۀ تفکر و ادراکمان دربارۀ خودمان آشنا شویم و در صورتی که توانستیم، افکار معیوب و خودتخریبگر خود را اصلاح کنیم یا برای آن کمک تخصصی بگیریم. سپس نیازهای ژنتیکی خود را بشناسیم؛ یعنی همان برانگیزانندههای درونی که از بدو تولد همراه ما بودهاند و ما را از صبح تا شب به رفتارکردن وامیدارند؛ همان نیازهایی که همه نوع بشر از چهارگوشۀ گیتی دارند.
پس از آن خود را به رسمیت بشناسیم و بیاموزیم به خودمان و نشانههایی که از خود میگیریم گوش بدهیم؛ مثل احساس خستگی، کسلی، بیحوصلگی، دلتنگی، تنهایی، خفقان و محدودیت، درجازدگی، مهمنبودن، کمارزشی و کسلی. درنهایت برای ارضای آن نیازها در قلمروهای مختلف زندگی (کار و تحصیلات، خانواده و روابط و «خود») رفتارهایی انجام دهیم که باعث حال خوبمان شود. یادمان نرود که ما مسئول این رابطه هستیم؛ نه هیچ انسان دیگری، حتی نزدیکترین و عزیزترین افراد زندگیمان. این بزرگترین وظیفه و مأموریت ما در قبال خودمان است که مراقب خودمان باشیم، خودمان را بشناسیم، به خودمان توجه کنیم و برای مراقبت از خود، کارهایی انجام دهیم تا نیازهایمان ارضا شود، البته نه به قیمت آسیبرساندن به دیگران.
باید بیاموزیم که مراقبت از خود نباید به قیمت بیتوجهی به دیگران انجام شود؛ همانطور که مراقبت از دیگران نباید به قیمت نادیدهگرفتن خودمان تمام شود. باید خود و دیگران را همزمان دوست داشته باشیم و از هر دو مراقبت کنیم. تا مراقب خودمان نباشیم و به نیازهای خود توجه نکنیم، هیچگاه نمیتوانیم مراقب دیگران باشیم؛ و تا با خود، رابطۀ خوب و باکیفیتی نداشته باشیم، نمیتوانیم به شیوهای اصیل و پایدار با دیگران رابطۀ خوبی برقرار کنیم. باید عاشق خودمان باشیم تا بتوانیم به دیگران عشق بورزیم.
کوچینگ فرایندی است که طی آن به فرد کمک میشود تا خودش را بشناسد، استعدادهای نهفتۀ درونیاش را کشف و رها کند و به شیوهای هدفمند در مسیر شکوفایی حرکت کند. شناخت خود، جایگاه مهمی در کوچینگ دارد و وقتی فرد با جنبههای درونی خود آشنا شود، میتواند برای شکوفایی خودش در زندگی برنامهریزی و حرکت کند.
کتاب کوچینگ خود دربارۀ شناخت نیازهای اساسی خود و حیطههای اصلی هر نیاز در زندگی روزمره و انجام اقدامات و رفتارهایی برای بهبود و توسعۀ رابطه با خود است، و نام آن کوچینگِ خود؛ شکوفایی رابطه با خود مبتنی بر تئوری انتخاب گذاشته شده است. فرد میتواند براساس آموزههای این کتاب و بهکارگیری آن در زندگیاش، بهنوعی خود را کوچ کند و رابطه با خود را شکوفا نماید.
این کتاب براساس روانشناسیِ کنترل درونیِ تئوری انتخاب و مفاهیم پایۀ کوچینگ انتخاب و واقعیتدرمانی نوشته شده است. دکتر ویلیام گلسر فقید، مبدع واقعیتدرمانی و تئوری انتخاب، این مفاهیم را ارائه کرده است. شباهتهای نزدیکی بین مفاهیم اصلی نظریۀ انتخاب و مداخلات مبتنی بر آن (واقعیتدرمانی و کوچینگ انتخاب) با نظریههای آدلری، وجودی (ویکتور فرانکل)، مراجعمحور (کارل راجرز)، شناختی-رفتاری (آلبرت الیس) و حتی آموزههای اندیشمندان رواقی (مانند اپیکتتوس و سنکا) وجود دارد.
نزدیکترین نظریۀ علمی روانشناسی به تئوری انتخاب (از دیدگاه نیازهای اساسی روانشناختی که تمرکز این کتاب است)، نظریۀ خودتعیینگری است که دکتر ریچارد رایان و ادوارد دسی از بنیانگذاران آن بودهاند. این دو محقق عنوان میکنند که شرط نیکزیستی و سلامت انسان، در ارضای سه نیاز اساسیِ روانشناختیِ خودمختاری، شایستگی و رابطه است که بهترتیب مترادف با نیازهای آزادی، قدرت و عشق و احساس تعلق در تئوری انتخاب است.
این دو محقق برجسته، بیش از چهار دهه با پژوهشهای بیشمار خود این ادعا را به اثبات رساندهاند. میتوان گفت تئوری انتخاب به همان اندازه که نظریۀ علمی است، فلسفۀ زندگی هم هست. گلسر زندگی انسانهای عادی را که روابط کیفی داشتند و احساس شادمانی میکردند، مطالعه کرده و اصولی را که در زندگی پی گرفته بودند، بهعنوان بخشی از اصول اساسی نظریۀ خود بهکار گرفته است. او ریشۀ تمامی مشکلات پایدار روانشناختی را در دو چیز میدید:
روابط معیوب با نزدیکان و اطرافیان (یا کمبود رابطۀ کیفی و صمیمی دلخواه در زندگی)
ارضانشدن نیازهای اساسی خود
در طی چند دهۀ گذشته، اصول و مفاهیم این نظریه به شیوهای کاملاً کاربردی در تمامی عرصههای زندگی، مانند: رابطه، خانواده، ازدواج، مدرسه، سازمان، درمان، مشاوره و کوچینگ استفاده شده است.
علاوه بر تئوری زیربنایی این کتاب، ارزش آن ناشی از شایستگیها، صلاحیتها و تجربیات حرفهای و علمی کیم اُلوِر، نویسندۀ کتاب و جایگاهی است که او در هیئت علمی و هیئت اجرایی مؤسسۀ بینالمللی ویلیام گلسر دارد. او سالهاست که زندگیاش را وقف آموزش این اصول به عموم و متخصصان کرده و در کنار آن، مشغول مشاوره و کوچینگ نیز بوده است.
خواننده در مسیر مطالعۀ این کتاب کاربردی، میآموزد که چگونه خود را کوچ کند تا به رابطهای شکوفا با خودش برسد؛ یعنی از طریق آشنایی با نیاز فیزیولوژیکی خود (بقا) و چهار نیاز روانشناختی خود (قدرت، آزادی، تفریح و عشق) که تأمینکننده کیفیت بقا او هستند، یاد میگیرد خودش را بهتر بشناسد، نیازهایش را اولویتبندی کند و حیطههای مهم هر نیاز را که باید با آنها رابطۀ سالمی برقرار کند، چگونه ارضا و برآورده نماید.
خواننده کشف میکند چگونه به ندای درونیاش گوش دهد، بداند با زندگیاش چه میخواهد انجام دهد، و آیا اعمالش با ارزشهایش همراستا هستند یا نه؛ به رابطهای که با خودش میسازد توجه کند؛ حد و مرزهای مذاکرهنشدنی خود را تعیین نماید و قطبنمای خودش و نه دیگران را در دست بگیرد تا راه حقیقی خود را در زندگی پیدا کند. این کتاب کمکتان میکند تا داستان جدید زندگی خود را بنویسید.
در طی سالهای گذشته، مفاهیم و اصول این کتاب در کارگاهها، جلسات کوچینگ و مشاوره به علاقهمندان آموزش داده شده و بازخورد مثبت مخاطبان نشان داده که این اصول به آنها کمک کرده تا کنترل مؤثرتری بر زندگی خود داشته باشند و «حال»شان خوب و بهتر شود. این کتاب مانند «دستورالعمل تغییر» است: هر بخش یا فصلی از کتاب کوچینگ خود را که میخوانید، سعی کنید بلافاصله به کارکردهای آن در زندگی خود فکر کنید و اصول و تمرینهایش را بهکار گیرید؛ تا انجام ندهید، اتفاق نمیافتد.
کتاب کوچینگ خود، غیر از مقدمه، به هشت گفتار و دو پیوست تقسیم شده است:
گفتار اول: پس از مقدمهای کوتاه درباره تاریخچۀ شکلگیری کتاب، به معرفی روانشناسی کنترل درونی تئوری انتخاب میپردازد و اهمیت «مراقبت از خود» و شناخت و دوستداشتن خود را توضیح میدهد.
گفتار دوم: به توصیف «ادراک» میپردازد و اثرات مثبت و مخرب آن بر رابطۀ ما با خود و دیگران. مثالهای علمی و ادبی ارائه میشود و فرایند پرسشگری ده مرحلهای برای مدیریت پیامهای درونی توضیح داده شده است.
گفتار سوم: بررسی نیازهای اساسی و ژنتیکی مبتنی بر تئوری انتخاب و بهبود رابطه با خود از طریق نیاز بقا. سه حیطه: «رابطه با پول، رابطه با جسم و رابطه با سلامتی خود».
گفتار چهارم: به بهبود رابطه با خود از طریق نیاز قدرت؛ سه حیطه: «رابطه با مفهوم کنترل، رابطه با ارزش و شأن ذاتی خود و رابطه با اشتیاق خود». موضوعاتی مانند مسئولیتپذیری، عزتنفس و شناسایی توانمندیها.
گفتار پنجم: به بهبود رابطه با خود از طریق نیاز آزادی و خودمختاری؛ سه حیطه: «رابطه با محیط خود، رابطه با فلاکت و بدبختیهای خودساخته و رابطه با توانایی خود برای آنکه خودمان باشیم». موضوعاتی مانند آزادی از نظرات دیگران و اضطراب آینده.
گفتار ششم: به بهبود رابطه با خود از طریق نیاز تفریح و یادگیری؛ سه حیطه: «رابطه با بازی و تفریح، رابطه با آرامش و استراحت و رابطه با یادگیری».
گفتار هفتم: به بهبود رابطه با خود از طریق نیاز عشق و احساس تعلق؛ سه حیطه: «رابطه با تمایلات جنسی خود، رابطه با انتظارات خود و رابطه با مفهوم عشق». تعیین حد و مرزها نیز در این گفتار مطرح شده است.
گفتار هشتم: فرایند هفت مرحلهای برای ایجاد و بهبود رابطه با خود در طول عمر: ۱. ارزیابی وضعیت کنونی، ۲. تعیین حوزههای تغییر، ۳. کشف چرایی خود، ۴. تهیۀ برنامه، ۵. تعهددادن و پاسخگو بودن، ۶. اجرای برنامه، ۷. تعهد به بهبود مستمر.
پیوست اول: سی سؤال برای بحث در گروهها و باشگاه کتابخوانی.
پیوست دوم: سه خودارزیابی دربارۀ نیازهای اساسی: ۱. آزمون میزان شدت نیازهای اساسی، ۲. خودارزیابی میزان رضایت از نیازها، ۳. پَتوگرام پیت و توضیح شیوۀ استفاده از آن.
این پیوست برای آنهایی که علاقه دارند همزمان با مطالعۀ کتاب مفاهیم را در عمل بهکار گیرند و برای توسعۀ خود اقدامهای عملی انجام دهند، مفید است. پانوشتهای کتاب نیز، برای تسهیل یادگیری و درک مفاهیم ارائه شدهاند؛ غیر از یک مورد که اشاره شده، همگی با هدف توضیح مطالب و کمک به درک بهتر هستند.
مقدمه مترجم، دکتر امیر پهلونژاد
دکتر امیر پهلونژاد بیش از ۲۵ سال است که در مسیر توسعهٔ انسانها گام برداشته است، چه در سطح فردی، چه در سطح راهبری سازمانی. او دارای دکترای تخصصی روانشناسی مشاوره است و از نخستین افرادیست که روانشناسی کوچینگ را در ایران معرفی و بومیسازی کردهاند. او مأموریت خود را اینگونه تعریف میکند: «تعهد به رشد و توسعهٔ شخصی مستمر و کمک به افراد و تیمها برای ارتقای کیفیت زندگی و عملکردشان».
تجربهٔ حرفهای او ترکیبی است از:
از جمله آثار شاخص او میتوان به این موارد اشاره کرد:
او همچنین مربی هنر رزمی آیکیدو است و تلفیق جسم و ذهن، و حضور آگاهانه در لحظه را نه فقط در نظریه، بلکه در عمل زندگی میکند.
دکتر پهلونژاد در این دوره با بهرهگیری از دانش روانشناسی علمی، تجربهٔ حرفهای در کوچینگ و سبک آموزشی عمیق اما قابلفهم، سفری تحولآفرین را برای شرکتکنندگان تسهیل میکند.
نگرش کلیدی او:
“رشد انسان اتفاقی نیست؛ نیازمند خود- آگاهی، تعهد و تمرین است.”
جهت خرید کتاب میتوانید از طریق سایت انتشارات نسل یاسان اقدام نمایید.
درود وقت بخیر
توصیه هایی که گفتید واقعا بجا و درست بوده
میتواند خیلیی کمک کند
فایده شماره 3 که نامبردید دقیقا میتونم بگم در زندگی خودم هست
سلام خدمت شما
ممنون بابت لطف شما و انرژی که بهمون میدید.
توصیه ای که دارم برای شما انتخاب کتاب کوچینگ زندگی است. میتواند کمک بسیاری داشته باشد برای شما
.همه موارد کاربردی و مفید بود موفق باشید
سلام و سپاس از همراهی شما.
امیدوارم بتونم تو دوره های رای مانا حضور پیدا کنم
تمام کتاب ها و مطالب پیج رو دنبال کردم و بشدت دنبال شرایط خوبی برای شرکت تو دوره ها میگردم
ای کاش یکم به فکر کاهش هزینه های ورودی دوره باشید.( البته که در جریان تلاش و زمانی که برای برگذاری میگذارید هستم ولی متاسفانه مبلغش برای من زیاده)
سلام وقت بخیر
شما میتوانید با ما در ارتباط باشید تا شرایط مد نظر را برای شما تهیه کنیم
برای ارتباط صفحه تماس با ما را تکمیل کنید تا در اسرع وقت با شما تماس حاصل کنیم