خانه > مجله > کوچینگ و راه‌بری اصول محور (برداشتی از فلسفه کوچینگ و راه‌بری کارلوس کیروش)
کوچینگ و راه‌بری اصول محور (برداشتی از فلسفه کوچینگ و راه‌بری کارلوس کیروش)

کوچینگ و راه‌بری اصول محور (برداشتی از فلسفه کوچینگ و راه‌بری کارلوس کیروش)

زمان تنظیم مقاله: ژانویه ۲۰۱۸

نگارنده: دکتر امیر پهلونژاد

این مقاله را در ژانویه ۲۰۱۸، پس از حضور در آن همایش نوشتم. به‌خاطر دارم که اندکی بعد، یکی از خبرگزاری‌ها ــ هرچند نامش را به یاد نمی‌آورم ــ مقاله را با ذکر نام من منتشر کرد. هفته گذشته یکی از دوستان به این نوشته اشاره کرد و همین موضوع باعث شد از سر کنجکاوی آن را در اینترنت جست‌وجو کنم. متوجه شدم چندین خبرگزاری دیگر نیز مقاله را بدون ذکر منبع و نام نویسنده منتشر کرده‌اند. به همین دلیل تصمیم گرفتم مقاله را پس از ویرایشی مختصر در وب‌سایت خودمان قرار دهم؛ شاید برای مخاطبان ما و به‌ویژه دانش‌پذیران کوچینگ، خصوصاً در حوزه کوچینگ ورزشی، مفید و قابل استفاده باشد.

امیر پهلونژاد

۲۸ مرداد ۱۴۰۴

کوچینگ و راه‌بری اصول محور؛ برگرفته از فلسفه و شیوه کوچینگ و راه‌بری کارلوس کیروش

راه‌بری، هنری است که فراتر از مدیریت صرف عمل می‌کند و بر پایه اصول، ارزش‌ها و نگرش‌های انسانی شکل می‌گیرد. راه‌بری موفق، زمانی شکل می‌گیرد که اصول و ارزش‌ها محور تصمیم‌ها و رفتارها باشند. کارلوس کیروش، کوچ برجسته تیم ملی فوتبال ایران، نمونه‌ای بی‌نظیر از کوچینگ و راه‌بری اصول‌محور است. او با بیش از سه دهه تجربه کوچینگ فوتبال، نشان داده است که موفقیت پایدار تنها با دانش فنی به‌دست نمی‌آید؛ بلکه نیازمند تعهد، توجه به افراد، ایجاد انگیزه و پایبندی به اصول مشخص است.

این مقاله، برداشتی آزاد و شخصی از تجربیات، آموزه‌ها و اصول کوچینگ و راه‌بری کیروش، به‌عنوان یک کوچ فوتبال است که نشان می‌دهد نگرش صحیح و راه‌بری مبتنی بر ارزش‌ها چگونه می‌تواند مسیر موفقیت فرد و تیم را تضمین کند.

تجربیات کیروش در کوچینگ و راه‌بری تیم ملی فوتبال ایران

امروز، در فرصت نابی که توسط همکاران بسیار عزیزم در شرکت پرداخت الکترونیک سامان کیش و بانک سامان برایم فراهم شده بود، در همایشی شرکت کردم که در آن کارلوس کیروش، کوچ تیم ملی فوتبال ایران، تجربیات و دانش سی‌وچند سالهٔ کوچینگ و مربیگری‌اش را با شرکت‌کنندگان به اشتراک گذاشت.

کیروش به زبانی ساده و روان از فلسفه و اصول کوچینگ و راه‌بری‌اش گفت. او از رشد و تجربیات خود سخن گفت و از تأثیر شگرفی که نلسون ماندلا در زمان هدایت تیم فوتبال آفریقای جنوبی بر او گذاشته بود، یاد کرد؛ همچنین از اولین چالش خود در ایران سخن گفت. همهٔ تجربیات او نشان از این واقعیت داشت که هرگاه حرکت‌ها بر اساس اصول انجام شود، پیامد آن حتماً اثرگذار و قابل‌اعتنا خواهد بود.

کیروش گفت که در بدو ورود به ایران، یک واقعیت دربارهٔ رفتار بازیکنان ایرانی او را بسیار شوکه کرد. او متوجه شد که بازیکنان ایرانی پس از باختن یا نتیجه نگرفتن، عادت به افسردگی پس از باخت، بهانه‌آوری، انداختن تقصیر بر گردن دیگران و قربانی‌گری دارند. اولین هدف او این بود که ذهنیت و شیوهٔ نگرش بازیکنان تیمش را تغییر دهد و به آن‌ها کمک کند تا یاد بگیرند و رشد کنند. او افزود که اگر بازیکنی پس از همهٔ فرصت‌هایی که به او داده می‌شود، نتواند نگرشش را تغییر دهد، باید او را از تیم کنار گذاشت. گرچه این کار سخت است، اما باید کار درست را به‌خاطر کل تیم انجام داد.

در این راستا، او از بازیکنان تیمش خواست که به‌جای افسردگی، از بازی لذت ببرند و به‌جای بهانه‌آوری و قربانی‌گری، شجاعانه مسئولیت بپذیرند، بیشتر تلاش کنند و بهتر شوند. از آن‌ها خواست در طول بازی بهترین تلاش خود را انجام دهند و پس از پایان بازی سرشان را بالا بگیرند و احساس افتخار کنند. همچنین از آن‌ها خواست در هر بازی کاری کنند که ارزش پیراهن ملی آن‌ها افزایش یابد و جایگاهشان بالاتر برود. او تأکید کرد که در هر لحظه و هر بازی بهتر بودن، تنها راه کسب احترام دیگران است.

تفکر استراتژیک، تعهد و هدف‌گذاری کیروش

او به‌عنوان یک راه‌بر، برای تیمش اهداف کوچک و بزرگ تعیین کرده است. اهداف کوچک شامل «ذره‌ذره بهتر شدن» و «هر روز بهتر شدن» بوده و اهداف بزرگ‌تر، تبدیل شدن به بهترین تیم آسیا و حفظ این جایگاه، صعود مطمئن به جام جهانی و در نهایت تلاش تمام‌قد برای عبور از مرحلهٔ گروهی جام جهانی بوده است. هدف او صعود مستمر و پله‌به‌پله به سطوح بالاتر در جهان بوده است.

او مدام از خود سؤال می‌پرسد: «از کجا می‌خواهم به کجا بروم؟» سپس منابعش را بررسی می‌کند و محدودیت‌ها و موانعش را نیز می‌سنجد. در نهایت، بدون آنکه دیگران را سرزنش کند، با همان امکاناتی که دارد و می‌تواند داشته باشد، سعی می‌کند بهترین عملکرد را خلق کند. او می‌گوید هر بار باید از بهترین موقعیتی که داریم، بهترین استفاده را ببریم.

او می‌گوید رویا باید با تعهد همراه باشد تا بتوان به سمت جلو حرکت کرد. تنها خواستن و داشتن رویا کافی نیست؛ بلکه باید برای تحقق آن تعهد داشت.

یازده اصل کوچینگ و راه‌بری کیروش

در ادامه، مهم‌ترین اصولی که کیروش در کوچینگ و راه‌بری تیمش رعایت می‌کند، به تفکیک بیان شده است:

اصل اول: بدانیم از کجا می‌خواهیم به کجا برویم!

او معتقد است که قبل از اقدام به هر کاری، ابتدا باید بدانیم «از کجا می‌خواهیم به کجا برویم!» در ابتدای راه باید واقع‌بین باشیم و به خود دروغ نگوییم. همچنین باید بدانیم چگونه می‌خواهیم واقعیت فعلی را به واقعیتی جدید تغییر دهیم (تغییر). او تأکید می‌کند که صرف داشتن عنوان کوچ یا راه‌بر، ما را کوچ یا راه‌بر نمی‌کند؛ بلکه میزان رشد و توسعهٔ سیستم و تیم است که ما را کوچ و راه‌بر می‌سازد. اگر سیستم و تیم زیر نظر ما رشد و توسعه نکند، رسالت کوچینگ و راه‌بری خود را به انجام نرسانده‌ایم.

کیروش معتقد است که یک مدیر تنها روتین‌ها را انجام می‌دهد، اما یک کوچ و راه‌بر رشد و توسعه ایجاد می‌کند و روی افراد تیم اثر می‌گذارد. او همچنین معتقد است که برای خلق یک واقعیت جدید (تغییر) باید رویا، چشم‌انداز و مأموریت داشت. در بررسی واقعیت، باید صادقانه تمامی امکانات مادی و معنوی خود (منابع) را بررسی کرد و بر اساس آن برای رسیدن به جایگاهی بهتر برنامه‌ریزی کرد. او معتقد است که باید لیاقتِ جایگاه و خواستهٔ جدید خود را داشته باشیم. رویا به تنهایی کافی نیست؛ برای رسیدن به جایگاهی جدید (موفقیت، قهرمانی و …) باید دانش، تجربه، کیفیت و راه‌حل‌های جدید (خلاقیت) را با هم به‌کار گرفت تا به موفقیت رسید.

در یک سازمان و تیم، همه به هر حال به نوعی در حال تلاش هستند، اما نقش کوچ یا راه‌بر باید این باشد که مطمئن شود همهٔ تلاش‌ها در جهتی درست و به هدفی صحیح انجام می‌شوند. کوچ باید مدام این سؤال را از خود بپرسد: «واقعاً مسئولیت من چیست؟»

اصل دوم: به‌کارگماری درست افراد

به‌کارگماری افراد در وظایف و موقعیت‌های درست، از مهم‌ترین وظایف کوچ و راه‌بر است. باید افراد را درست انتخاب کنیم، آن‌ها را خوب آموزش دهیم و به آن‌ها فرصت کافی بدهیم، اما اگر پس از همهٔ این فرصت‌ها، افراد تغییر نکردند، آنگاه باید آن‌ها را تغییر داد و از تیم کنار گذاشت. در ابتدا باید با اعضای تیم شفاف، رک و واضح بود و در نهایت با احترام و آرامش رفتار کرد.

اصل سوم: انسان‌ها همه چیز هستند

نیروی انسانی مهم‌ترین بخش تیم و سازمان است و همه چیز به نیروی انسانی بستگی دارد. کار را آن‌ها انجام می‌دهند، تجهیزات و وسایل را آن‌ها می‌سازند و به‌کار می‌گیرند و همه جا انسان‌ها حضور دارند. ابتدا باید مطمئن شویم که اعضای تیم رضایت دارند؛ زیرا اگر رضایت داشته باشند، می‌توان انتظار داشت که برای انجام کاری انگیزه داشته باشند و پس از آن به تیم و سازمان تعهد دهند. به زبان مدیریت راه‌برانه، تا نیروهای انسانی نیازهایشان به‌درستی و سلامت ارضا نشود، انگیزه و انرژی خود را برای تیم و سازمان صرف نمی‌کنند و به آن تعهد نمی‌دهند. باید به انسان‌ها و اعضای تیم، سازمان (جامعه) توجه کرد تا آن‌ها نیز انرژی خود را برای ما صرف کنند. توسعهٔ انسان‌ها همه چیز است و تا انسان‌ها آماده و توسعه‌یافته نباشند، تیم و سازمان به پیش نمی‌رود.

اصل چهارم: اتحاد و همبستگی تیمی

وفاداری، شخصیت تیمی و شیوهٔ نگرش در تیم بسیار مهم هستند و این‌ها غیرقابل مذاکره‌اند. کیروش معتقد است که به‌عنوان یک کوچ و راه‌بر، هیچ‌گاه از این اصول نخواهد گذشت و هر عضوی که این اصول را به‌کار نگیرد، از تیم کنار گذاشته می‌شود. او بر این باور است که نگرش تیم باید «همه با هم می‌بریم یا همه با هم می‌بازیم» باشد. همه باید در هر لحظه بهترین خود باشند و هر فرد بداند که اگر اشتباه کند، عضو دیگری پشت سر او هست که از او حمایت خواهد کرد. کیروش از بابی چارلتون آموخته است که اعضای تیم حتی در بدترین لحظات نیز خود را نمی‌بازند؛ زیرا می‌دانند نیرویی در داخل تیم وجود دارد که می‌تواند اوضاع را دوباره سامان دهد. همچنین آموخته است که هیچ‌کس از تیم بالاتر نیست و تیم از همه بالاتر است.

اصل پنجم: تفویض اختیار و تصمیم‌گیری

تفویض اختیار، یکی از وظایف اصلی راه‌بران است. راه‌بران با تفویض اختیار به دیگران، به آن‌ها مسئولیت می‌دهند و فرصت رشد کردن فراهم می‌کنند، اما در نهایت خود راه‌بران مسئول تصمیماتی هستند که گرفته می‌شوند. الکس فرگوسن برای اولین بار، تنها ۹ روز پس از پیوستن کیروش به تیم منچستر یونایتد، مسئولیت کل تیم را به او سپرد تا تیم را برای مسابقه‌ای به ایرلند ببرد. هیچ چیز قوی‌تر از تفویض اختیار به فرد، انگیزه ایجاد نمی‌کند. همچنین راه‌بران در زمان تعارض و چالش‌ها نباید از تقابل و برخورد با آن‌ها اجتناب کنند یا منفعل عمل کنند؛ بلکه باید شجاعانه به دل مشکل بروند، راه‌حل پیدا کنند و تصمیمات سخت بگیرند.

او تأکید دارد که راه‌بر باید شجاع باشد و تصمیمات درست اتخاذ کند.

اصل ششم: برقراری ارتباط و سبک ارتباطی

راه‌بر باید با سبک ارتباطی خود بر قلب و روح دیگران اثر بگذارد. او باید با دیگران فروتنانه و دوستانه رفتار کند و شفاف باشد. وقتی پیامی را منتقل می‌کند، مطمئن باشد که دیگران در حالت هیجانی مناسب، آن پیام را دریافت کرده‌اند. راه‌بر باید نسبت به وضعیت هیجانی اعضای تیم و سازمانش حساس باشد. او می‌داند که اگر روابط و حلقه‌های انسانی داخل یک تیم کار نکنند، تیم و سازمان نیز کار نمی‌کند. وقتی مدیر اخلاق تندی دارد، شفاف نیست و احترام نمی‌گذارد، دیگران از او می‌ترسند، دیگر به او احترام نمی‌گذارند و کار نیز با کیفیت درست پیش نمی‌رود. کیروش می‌گوید راه‌بر باید لبخند بزند و با اطمینان پیامش را منتقل کند.

اصل هفتم: نگرش و انگیزه

کیروش معتقد است ممکن است بتوان مغز (دانش و مهارت) را خریداری کرد، اما نمی‌توان شخصیت و منش را خرید. او می‌گوید هرگاه می‌خواهی عضوی به تیم و سازمانت اضافه کنی، مطمئن باش که شخصیت و منش درستی را وارد تیم می‌کنی. اگر راه‌بر بتواند افرادی با نگرش درست وارد تیم کند، آنگاه با آموزش و کوچینگ می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا بهتر و بهتر شوند.

اصل هشتم: امکانات و پشت صحنه

تجهیزات، ساختار، سازمان، برنامه‌ریزی، دانش و تجربه بسیار مهم هستند. بدون عوامل پشت‌صحنه، هیچ موفقیتی وجود ندارد.

اصل نهم: آماده‌سازی، آموزش و تحصیل

تیم و سازمان همیشه باید یک قدم از رقبا جلوتر باشد. تنها با استفاده از نوآوری، خلق کردن و میل به تغییر و انطباق یافتن با محیط می‌توان در رقابت باقی ماند. دیگر نمی‌توان با راه‌حل‌های موفق دیروز، فردا نیز موفق بود. قدیم می‌گفتند که اگر تیمی موفق است، نباید به ترکیب آن دست زد، اما امروزه این یک باور اشتباه است. تیم و سازمانی که دیروز موفق بوده، باید خود را تغییر دهد تا رقبا به آن نرسند و تیم و سازمان بتواند کماکان موفق بماند.

اصل دهم: موفقیت و دستاورد

موفقیت و دستاورد برای هر تیمی مهم است، اما تیم نباید با موفقیت‌های قبلی خود راضی باشد و همیشه باید تشنهٔ موفقیت و دستاوردهای بیشتر باشد. تغییر بخشی از پیشرفت است و پس از هر موفقیت، باید تغییر کرد تا موفق باقی ماند. نباید محافظه‌کار بود، بلکه باید برای موفقیت بعدی اراده و میل داشت. تیم و اعضای آن باید حاضر به از خودگذشتگی برای دستیابی به موفقیت‌های بیشتر باشند.

اصل یازدهم: چشم انداز و رویا داشتن

جاه‌طلبی و داشتن رویا، غیرممکن را ممکن می‌سازد. چالش‌های فوق‌العادهٔ جدید می‌توانند منجر به راه‌حل‌های فوق‌العادهٔ جدید شوند. یک راه‌بر باید چشم‌انداز و رویا داشته باشد، به‌ویژه وقتی کاری (غیر)ممکن در پیش است. چشم‌انداز و رویا نیروی محرکه و پیشرانهٔ موفقیت‌های بعدی است. از نگاه کیروش، چالش‌های به‌شدت بزرگ و جدی، مانند یک هدیه و فرصت هستند، مانند هم‌گروهی با تیم‌های پرتغال و اسپانیا در جام جهانی روسیه. موضوع مهم این است که همیشه و همواره باید بهترین باشیم.

در پایان همایش، وقتی از کیروش پرسیدم: «برای آنکه برای خود، تیم و اطرافیان خود، یک کوچ (راه‌بر) موفق باقی بمانی، چه عادات و آئین‌هایی را در زندگی روزانه خود دنبال می‌کنی/کرده‌ای؟» پاسخ داد:

«من عاشق فیلم دیدن هستم؛ به انواع موسیقی گوش می‌دهم؛ روزانه مطالعه می‌کنم و برای حرفه‌ام وقت می‌گذارم و دربارهٔ آن مطالعه می‌کنم؛ موضوعات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را در دنیا حتماً پیگیری می‌کنم و به آن حساس هستم؛ به خانواده‌ام بسیار اهمیت می‌دهم؛ کار عام‌المنفعه می‌کنم، مانند فعالیت در حوزهٔ تمیز کردن زمین‌ها از مین‌های جنگی و کمک به حیوانات و …»

از نگاه من، برخی از شاخص‌ترین ویژگی‌های کیروش به عنوان یک کوچ و راه‌بر عبارتند از:

  • چشم‌انداز و رویا دارد.
  • به اطراف خود ارزش‌افزایی می‌کند و بر کیفیت زندگی دیگران اثر مثبت دارد.
  • به چهار جنبهٔ انسانی خود و دیگران توجه دارد (فیزیک، ذهن، هیجان/روابط اجتماعی و معنویات).
  • خیرخواه است و به معنویات اهمیت می‌دهد (در کارهای خیریه مشارکت دارد و محبت بلاعوض می‌کند).
  • شکرگزار و قدردان است و قدر زندگی را می‌داند.
  • در زمان درست، از تیمش تشکر و قدردانی می‌کند و آن‌ها را ستایش می‌کند.
  • بازخورد می‌دهد.
  • اهل اقدام کردن است و وقت تلف نمی‌کند.
  • شیوهٔ نگرش پویا دارد و معتقد است می‌توان یاد گرفت، بهتر شد و رشد کرد.
  • به قدم‌های کوچک اعتقاد دارد و معتقد است موفقیت‌های بزرگ پیامد طبیعی قدم‌های کوچک مستمر هستند.
  • به انسان‌ها اهمیت می‌دهد و روابط انسانی را مبنای همه چیز می‌داند.
  • مسئولیت‌پذیر است و مسئولیت‌پذیری را ترویج می‌دهد.
  • به سرزنش کردن و قربانیکری اهمیتی نمی‌دهد و از دیگران می‌خواهد شجاعانه زندگی و فعالیت کنند.
  • به هیجانات مثبت اهمیت می‌دهد.
  • شایستگی افراد (به‌خصوص نگرش آن‌ها) برایش در اولویت است.
  • به آموزش و تحصیل مستمر ایمان دارد و آن را برای خود و اعضای تیمش اجرا می‌کند.
  • می‌داند با آمدن ترس به تیم و سازمان، خلاقیت و انرژی از تیم و سازمان بیرون می‌رود.
  • قاطع و مصمم است.
  • با توجه کردن به نیازهای چندگانهٔ اعضای تیمش، احترام و اعتماد آن‌ها را کسب کرده است.
  • جرات‌مدار است و اهل اجتناب و انفعال نیست.
  • در سریع‌ترین زمان ممکن اقدام به حل و مدیریت تعارض می‌کند و برای گرفتن تصمیمات سخت آماده است.

جمع‌بندی

به تعبیری، کارلوس کیروش یک مدیر راه‌بر است. او اصولی را دنبال کرده است که تمامی رهبران و انسان‌های راه‌بر و موفق در اقتصاد، سیاست، علم، ورزش و … دنبال کرده‌اند. موفقیت‌ها و جایگاه او در فوتبال اصلاً تصادفی نبوده و همگی برایند رفتارها و نگرش علمی و اصولی وی بوده است. او انسان و راه‌بری اصول‌محور است.

نویسنده: دکتر امیر پهلونژاد

۴ دیدگاه برای کوچینگ و راه‌بری اصول محور (برداشتی از فلسفه کوچینگ و راه‌بری کارلوس کیروش)

  1. محمد
    2024/04/14 در 07:02

    سلام وقت شما بخیر ممنون بابت اطلاعات خوب شما

    1. کارشناس تولید محتوا
      2024/04/14 در 07:03

      سلام وقت شما هم بخیر
      خواهش میکنم خوشحالم که مورد تاییده بوده

  2. سارا
    2024/04/16 در 12:55

    کاش واقعا زمینه برای مدیرهای جوان و کار کردنشون بیشتر فراهم بشه

    1. کارشناس تولید محتوا
      2024/04/21 در 09:54

      سلام وقت بخیر
      بله درست میفرمایید
      انشالله همین گونه باشد

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *